|
|
|
|
|
صیغه یا عقد موقت، دقیقاً کلیه خصلتهای فاحشگی را دارد؛ منتها به شکل تعدیل شده. قراردادی است موقتی میان زن و مرد که در آن مرد مبلغی را به عنوان ارزش مبادله می پردازد و زن در مقابل آن خود را به او عرضه می کند. نهایت تعدیلهای صورت گرفته می تواند در موارد همانند بچه هایی که از این ازدواج به وجود می آیند صورت پذیرد. ولی اصل قضیه بی تغییر می ماند. یعنی همان فاحشگی ولی با توجیحاتی متفاوت از آن. ابزار تداوم مردسالاری در اینجا وارد کار شده و این فاحشگی را با رابط دادن به ایدئولوژی قابل هضم تر می کند؛ در حالیکه صورت مسئله را بدون تغییر می گذارد: زنان بدون هیچ ناراحتی ای فاحشه می شوند و اتفاقاً بسیار این امر پسندیده شمرده شده و منافع مردسالاری به بهترین نحو ممکن تامین میشود. جالب اینکه در برخی شهرهای زیارتی کشور، به زنان توصیه می شود برای بهره مندی از اجر معنوی و همینطور کسب درآمد (!) به زائران خدمات جنسی ارایه دهند و اتفاقاً قیمتهای متفاوتی بر روی زنان با فاکتورهایی همانند میزان سن و ضعیت بکارت آنها تعیین می شود؛ دقیقاً همانند یونان باستان و بازار کنیرفروشان! سرمایه داری سالها زمان می خواست تا به کارگر، علی رغم واقعیت بقبولاند که کار او انقیاد که نیست هیچ، اتفاقاً امری پسندیده و آسمانی نیز هست! و این همان کاری است که اندیشه به راحتی از پس آن برمی آید. اما تفاوت این فاحشگی با فاحشگی ای که به طور عادی در جریان است حاوی نکات جالبی است. مرد می تواند بی نهایت همسر صیغه داشته باشد و حرمسراهای قانونی ایده آل مردسالاری را به واقعیت تبدیل کند. البته این همان ایده آلی است که در زمانهای دور امثال ناصر الدین شاه به آن رسیده اند. یعنی سقوط زن به منتهای درجه وابستگی و فرو غلطیدن او به جنسیتش. او را به کالایی تبدیل می کند که همانند یک موجود بی ارزش برای بودن باید فقط به ارایه لذت جنسی به مرد مشغول باشد. روابط حاکم بر این نوع فاحشگی بسیار بدتر از روابط حاکم بر فاحشگی عمومی است. زیرا این فاحشگی به عنوان یک ارزش مثبت (؟!) توسط تفکر حاکم با ابزارهایی همانند صدا و سیما در حال تبلیغ است و آنرا به عنوان یک "اخلاق خوب" برای یک "زن خوب" تبلیغ می کند. با حرکت جامعه به سمت سرمایه داری، صیغه هر چه بیشتر به صورت فاحشه خانه های رسمی درآمده و بیشتر و بیشتر به سمت کالایی کردن زن حرکت می کند. برا خروج از این وضع، همانند آنچه در ابتدای این متن آمد، حرکت در همه وجوه –همانند هر تغییر عمده دیگری- لازم است. همانند فرهنگ، قانون، اقتصاد و سیاست. اما به اعتقاد نگارنده، مسایلی همانند فرهنگ و قانون در نهایت به اقتصاد کمک می کنند. اقتصاد در نهایت خود را تحمیل کرده و تغییر را به عنوان یک باید –نه باید اخلاقی- و به عنوان یک ضرورت مسبب می شود. فاحشگی زن، محصول ارزشها و وضعیت اقتصادی جامعه است و زمانی که زنان در کار تولیدی اجتماعی حضور فعال داشته باشند و شخصیت فردی آنها به آن حد از تکامل لازم برای نابودی مردسالاری برسد، دیگر هیچگاه حتی وجود قانون صیغه در قوانینی ما کارکرد نخواهد داشت. استقلال کامل زن، زن را به عنوان یک ضرورت نوین به جامعه و فرهنگ تحمیل خواهد کرد و آنرا تغییر خواهد داد؛ چه آنها بخواهند و چه نخواهند. در این مسیر البته اگر تغییری در این زمینه ها نیز رخ دهد، بدون شک تغییر سریعتر و بهتر انجام خواهد گرفت. نقطه آغاز مبارزه درونی با بردگی جنسی، از جایی ضربه نهایی را خواهد زد که توان بالقوه زنان برای تولید، بیش از توان بالقوه آنان برای کسب درآمد از راه فروش سکس باشد. و این چیزی که زنان ایران، امروز به سرعت به سمت آن حرکت می کنند. انسان ایده آل سرمایه داری، انسانی که بردگی را ارزش خود بداند و بیشتر پول ساز باشد و از آنطرف، زن ایده آل مردسالاری زنی است که فاحشه مردان باشد و نتیجه همپیوندی آنها در جامعه ای همانند ما که به سرعت به سمت سرمایه داری حرکت می کند زنی است که برده جنسی است و این ایده آل ایندو نظام است؛ یکی نظام بیشتر سیاسی و دیگری نظامی بیشتر ارزشی. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 5:4 توسط شلر مصطفایی
|
|
||
|
|
|
|
|
زندگی رسم خوشایندی است.
زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ پرشی دارد اندازه عشق زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من وتو برود. زندگی مجذور آیینه است زندگی گل به توان ابدیت زندگی ضرب زمین درضربان دل ما زندگی هندسه ساده و یکسان نفسهاست چه اهمیت دارد گاه اگرمی رویند قارچهای غربت؟ زندگی ترشدن پی در پی . زندگی آب تنی کردن در حوضچه اکنون است |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 23:48 توسط شلر مصطفایی
|
|
||
|
|
|
|
|
چگونه خاك نفس مي كشد؟ بينديشيم چه زمهرير غريبي ! شكست چهره مهر فسرد سينه خاك شكافت زهره سنگ ! پرندگان هوا دسته دسته جان دادند گل آوران چمن جاودانه پژمردند در آسمان و زمين ، هول كرده بود كمين به تنگناي زمان ، مرگ كرده بود درنگ ! به سر رسيده جهان ؟ پاسخي نداشت سپهر دوباره باغ بخندد ؟ كسي نداشت يقين چه زمهرير غريبي .... چگونه خاك نفس مي كشد ؟ بياموزيم : شكوه رستن اينك : طلوع فروردين ! گداخت آنهمه برف دميد اينهمه گل شكفت اينهمه رنگ ، زمين به ما آموخت ز پيش حادثه بايد كه پاي پس نكشيم مگر كم از خاكيم نفس كشيد زمين ما چرا نفس نكشيم ؟ "فریدون مشیری " پی نوشت : - واقعا بیندیشیم : نفس کشید زمین ما چرا نفس نکشیم ؟!... - راستی ما هنوز خوابیم یا بیدار؟!؟! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 0:7 توسط شلر مصطفایی
|
|
||
|
|
|
|
|
شهروندان مادرید اسپانیا برای اولین بار می توانند با استفاده از شبکه های اتصالات بی سیم رایگان در اتوبوس به جستجو در اینترنت بپردازند.آنها می توانند با استفاده از رایانه های جیبی،تلفن همراه و رایانه از سایت های خود بازدید نموده و حتی با تمام دنیا مکالمه تلفنی داشته باشند.
(لحظه ای تصور کنید،اگر در ایران چنین شبکه ای...) |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 3:39 توسط شلر مصطفایی
|
|
||
|
|
|
||
|
|||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 3:5 توسط شلر مصطفایی
|
|
|||
|
|
|
|
|
آدمی در چیز ها هیچ نمی یابد مگر معنایی که خود به آن ها داده است. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 2:30 توسط شلر مصطفایی
|
|
||
|
|
|
|
|
امواج دریا که در وقت طلوع ماه و خورشید اینقدر زیبا و دل انگیز است٬ تا حال کسی را دیده ای که به آن
اعتماد کند و خود را بر روی آن بیفکند؟ ولی کوه محکم٬ اگر چه ظاهرش خشن است! تمام گلهای زیبا روی آن " قرار " گرفته اند... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 21:41 توسط شلر مصطفایی
|
|
||
|
|
|
|
|
اندوه تجلی روحی ست که چون برتر و آگاه تر است٬
تنگی و تنگ دستی جهان را بیشتر احساس کرده است... |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 21:40 توسط شلر مصطفایی
|
|
||
|
|
|
|
|
¿لباس و مد در جهانی شدن جهانی شدن ارتباطات – دکتر عاملی جهانی شدن و لباس *** آیا روند جهانی شدن بر نوع لباس پوشیدن و انتخاب های مردم اثر گذار هست یا نه ، به طور خاص در ایران و فرهنگ ایرانی چه تاثیری داشته است ؟ یکی از مهمترین مقوله های که تحت تاثیر جهانی شدن قرار گرفته است پوشش لباس مردم و مد گرایی می باشد ، با اینکه این ، یک اثر ملموس و بصری ِ جهانی شدن می باشد ، در جامعه ایران مورد توجه چندانی قرار نگرفته است و جاهایی هم که گه گاه در مورد آن سخنی به میان آمده است به دلیل محدودیت هایی که در پوشش ایرانی با توجه دین و مذهب وجود دارد می باشد. حتی زمانی که بحث لباس ملی و مد در کمیسیون فرهنگی مجلس مطرح شد ، نه به دلیل توجه به روند جهانی شدن و اثر رسانه های غربی بر نوع پوشش بلکه به دلیل محدودیت های دینی و منافاتی که با آن داشته ، بوده است. ابتدا باید چند مفهوم کلیدی که در این مقاله در مورد آن ها حرف زده شده است را تعریف کرد: 1. فرهنگ همهي معناهای مختلف فرهنگ از واژهي لاتینی Cultivate ريشه ميگيرند. خود این واژه هم معناهای متعددی دارد كه كشت و زرع زمین و پرورش (زنبور عسل، ماهي، كرم ابریشم و …) از جملهي آنهاست .فرهنگ نه چنان يک شيوهي زندگی متمايزكنندهي انسان از حیوانات دیگر، بلکه يک شيوهي زندگی جمعیتی معین و متمايزكنندهي گروهها و اجتماعهاي مختلف از يكديگر است. بنابراین ميتوانيم از فرهنگ يک جماعت، يک ملت، يک قبیله، يک گروه مذهبي و يا حتی يک قاره سخن بگوييم. از این منظر، هر فرد خاص محصول فرهنگی خاص است كه در آن زندگی ميكند و امروزه این زندگی تنها در بعد مکانی معنا نمی یابد بلکه بعد مجازی ای هم یافته است که به وسیله گسترش ارتباطات از طریق رسانه ها تقویت می شود. به عقیده گلنر يک اجتماع بخشي از جمعیت يک نوع (انسان) است كه هر چند با همنوعهاي خود در خصوصیات منتقل شده به صورت ژنتيكي شريك هستند، اما به واسطهي برخی ويژگيهاي اضافی از آن جمعیت گستردهتر متمایز ميشوند.فرهنگ به شیوه زندگی اعضا یک جامعه معین - عادات و رسوم آنها ، همراه با کالاهای مادی که تولید می کنند- مربوط می شود و با توجه به این تعریف لباس هم جزیی از آداب و رسوم می باشد و هم اینکه در بخش تولید کالای مادی جای می گیرد . 2. لباس انسان های اولیه از برگ و پوست حیوانات و ..برای پوشاندن تن خود و همچنین حفاظت در برابر سرما و گرما استفاده می کردند . به مرور زمان از آنجایی که ذوق هنری و زیبایی شناسی انسان بر خیلی از اجزاء پیرامونی اش موثر بوده است پوشش و لباس نیز از این امر مبرا نبوده و نقش این زیبایی شناختی و هنر، تجلی گاهش لباسی شد که همیشه همراه انسان بود . آب و هوا ، کار و پیشه و جنگ و تحولات اجتماعی از عوامل موثر در لباس بوده است . به غیر از این عناصر نقش مراسم سنتی و فرهنگی نظیر مناسک مذهبی ، جشن ها و سوگواری ها در نوع و شکل و حتی رنگ پوشاک نیز ، بی تاثیر نیست . بشر در زندگی اجتماعی خود ، به منظور ایجاد ارتباط و رساندن پیام دلخواه از " نشانه " هایی استفاده می کند .یکی از مشهود ترین این نشانه ها پوشاک است که زبان خاص خود را دارد و از ابزار های کارآمد و موثر در پیشبرد هر گونه هویت سازی و هویت پردازی می باشد. هویت به عنوان یک مفهوم ارتباطی که وسیله ای برای شناخت تشابه ها و تفاوت ها است ، به ریشه های زندگی و روش ها و منش ها که با آنها زندگی می کنیم گره خورده است .لباس در این متن می شود نمود بصری از هویت فرد . هر فرد با توجه به نوع بینش و تفکر خود پوششی را می پسندد ، سلیقه ها متفاوت است . به مرور زمان این امر بیشتر نمود یافت ، بدین معنا که هر صنف ، گروه و طبقه با توجه به بینش و تفکر برای خود تیپ خاصی پیدا کردند . لباس نمودی از فرهنگ فرد شد. حالا دیگر هدف از پوشش لباس تنها حفاظت نیست بلکه به غیر از بعد زیبایی نشانگر شخصیت و هویت افراد هم می باشد و به نوعی می توان گفت طبقه اجتماعی ، قدرت و نفوذ افراد را با زبان فصیح و شیوا پوشاک می توان فهمید . 3. مد و مد گرایی مد امری پویا و مبتکرانه است و معمولا سبكهايي را از فرهنگهاي گوناگون وام ميگيرد در گذشته این گونه بوده است که طبقات متمول مد را ایجاد می کرد و طبقات فرودست مد را تقلید می کرد.طبقات ثروتمند برای اینکه تفکيکی از طبقات فرودست داشته باشد دائم در حال تغيير و تحول مد بودند."به عقیده زیمل : مد هم میل به گرد هم آمدن و اجتماع با دیگران را ارضاء می کند و هم میل به جدایی و ممتاز بودن از دیگران را " در نگاهی بدبینانه، اکنون در سطح جهان مد به گونه ای درآمده است که طبقات متمول جای خود را به کشورهای توسعه یافته داده اند و طبقات فرودست به کشورهای در حال توسعه. ایران هم در این ميان به عنوان کشوری درحال رشد، همان گونه که در عرصه های فرهنگی از کشورهای توسعه یافته تقلید می کند، در عرصه مد هم به تقلید از این کشورها می پردازد. با توجه به تعاریف ارائه داده شده لباس جزئی از فرهنگ می باشد ، مدی که رواج می یابد می تواند نمودی از فرهنگ باشد حال خودی یا غیر خودی . جهانی شدن ـ كه جهانی شدن فرهنگی جزء اصلی و جداييناپذير آن است ـ نوعی فرایند و تحول ديالكتيكي را سبب ميشود. در این بین جایگاه کشورهای مختلف متفاوت است ، برخی فرهنگها به آسانی در برابر فرهنگ جهانی با فرهنگهاي دیگر مستحیل ميشوند. برخی دیگر موضعی سرسختانه و ستيزآميز نسبت به فرهنگ مهاجم اتخاذ ميكنند. شماری از فرهنگها به همزیستی مسالمتآميز تن ميدهند و تعدادی هم گفتوگو و تبادل فرهنگ را گريزناپذير ميدانند. در برخی از کشور ها افراد دائما در حال قرض گرفتن و تقلید هستند ، نوع پوشش و لباس آنها را تنها شیوه غربی و به بیانی امریکایی شدن در بر گرفته است و برخی با وجود همه سختی هایی که فرهنگ کهن دارد به آن چسبیده و آن را رها نمی کنند .نوع خاص پوشش هایی که در قبایل وجود دارد با همه سختی و مشکل بودن هنوز پابند آن هستند . در این بین حالت میانه ای نیز وجود دارد که ترکیبی می باشد مثلا مدل و نوع آن را از یک فرهنگ دیگر می گیرند و با فرهنگ خود ترکیب می کنند . مثل ابریشم بافی های روسری های ایتالیایی که با زر بافی و نقش ترمه فرهنگ ایرانی ترکیب شده و مدل جدیدی را به وجود آورده است عمق و تاریخ فرهنگ کشورها در به وجود آمدن انواع موضعگیری ها بی تاثیر نیست . البته تنها داشتن قدمت تاریخی و اجتماعی کافی نیست . فرهنگ هر اندازه هم که اصیل باشد اگر همراه با شناخت و خود آگاهی نباشد اهمیتی ندارد ." ارتباط اجتماعی منشاء فرهنگ است "در نتیجه ، رشد ارتباط اجتماعی برای تعالی و شکوفایی فرهنگ لازم است. فرایند جهانی شدن ، از طریق یک شبکه ارتباطی جهان گستر و یک حوزه عمومی مجازی ناشی از آن ، فضا ها و امکان های جدیدی برای نقد تعریف رسمی از هویت ملی و باز تعریف آن و تقویت خود آگاهی هویتی بدیل فراهم می کند . حال اگر فرد در جریان این فرایند از یک طرف با عناصر فرهنگی و هویت خود کمتر مواجه شود و از سوی دیگر با سیلی از تعاریف جالب و بسیط فرهنگ دیگری مواجه شود ، خود آگاهی اش نسبت به فرهنگ خودی کم می شود و انتخاب دیگری نه به دلیل مقایسه بلکه به دلیل فزونی تعاریف است . تهاجم فرهنگی و زیر پا گذاشتن هر آنچه قدیمی و مربوط به فرهنگ کهن می باشد محصول همین نداشتن خودآگاهی و شناخت است . به طور خاص در ایران که از یک طرف دارای فرهنگی کهن و اصیل می باشد و از طرفی دیگر آگاهی نسبت به این فرهنگ کم می باشد باعث شده امروزه تنها یک نام از آن فرهنگی که همه آن را اصیل می دانند باقی بماند . خانم پریدخت عابدی نژاد یکی از طراحان لباس در ایران در مورد همین موضوع می گوید:" طرحهای ما ابتکاری و بر اساس الگوهای سنتی ایرانی است اما مسئله اینجاست که نگاه ما به الگوهای سنتی، نگاهی غربی است.قوميتهای مختلفی در ایران زندگی می کنند و الگوهای پوششی بسیار متنوعی دارند، اما این الگوهای پوششی را ابتدا غربیها کشف کرده اند و این کشف آنها بود که توجه ما را جلب کرده است " مثلا در بعد لباس ، پارچه هایی با بافت درشت از قدیم در ایران وجود داشته است( مثل کرباس ) ولی نسل جوان آن را نمی پسندد تا اینکه این نوع پارچه بافی در غرب رواج می یابد و در مرحله بعد که وارد ایران می شود توسط همین نسل جوان مورد توجه قرار می گیرد. عنصر مهم در مد تبلیغ و همه گیر کردن آن است که رسانه های غربی در این زمینه خیلی موفق بوده اند و دوباره بحث بازمی گردد به ارتباطات ، سرعت و تکنولوژی هایی که استفاده می شود . هر قدر صاحبان صنایع ریز بینانه تر و غیر مستقیم به این موضوع نگاه کنند اثر بخشی آن بالا تر می رود .به نظر من رمز توجه جوانان به مد ها و طرح لباس های غربی به چند عامل اصلی باز می گردد: 1. مهمترین و اولین موضوع همان نحوه ارائه آن می باشد .وقتی لباسی تحت عنوان لباس ملی و اجباری مطرح می شود ، هر اندازه هم که منطبق با فرهنگ اصیل ایرانی باشد نوعی موضع گیری در پی دارد . 2. تبلیغ درون گروهی : علاوه بر رسانه ، دیدن و رواج یافتن دو عنصر متاثر از همدیگر هستند مد و طرح های لباس به طور مستقیم تبلیغ نمی شوند بلکه با دیدن بر تن دیگران است که رواج می یابند و این اثر گذاری زمانی که لباس بر تن یک شخص مهم ، ستاره و قهرمان باشد چندین برابر می شود . 3. بر چسب زنی : برای تمیز خود از دیگری ، در راستای خواست خود بیان گری و کمتر در راستای خود آگاه گری و نیز در پاسخ به تعلق داشتن به یک خرده فرهنگ و یا مجموعه ای از خرده فرهنگ ها به کار می رود . در اینجاست که دیگر لباسی که علامت NIKE دارد تنها به خاطر پوشش و کفیت خریداری نمی شود ، بلکه لباس می شود بیان و برچسب سبک زندگی نوع تفکر و اندیشه . 4. میزان دسترسی و قیمت : وقتی در جهان امروز که اقتصاد جهانی شکل گرفته ، افراد خیلی راحت به مدل های غربی دسترسی دارند که از کیفیت بالایی هم بر خوردار می باشند دلیلی ندارد که به مدل های ایرانی که قیمت های هنگفت و میزان دسترسی پایین هم دارند روی بیاورند . نکته جالب این است محصولات با کفیت بالای ایرانی نیز نام هایی خارجی استفاده می کنند: پوشاک السيمن از جمله این توليديهاست. امروزه با به وجود آمدن شرکت های چند ملیتی و دست یابی به تکنولوژی های پیشرفته روز محصولاتی تولید و در سطح جهان توزیع می شوند که دسترسی را بر همگان آسوده کرده اند . مثلا جین یکی از این بزرگترین تولید کنند گان می باشد . سيال و متغیر بودن فرهنگ دال بر این است كه فرهنگها ساخته ميشوند. به بیان دیگر فرهنگها به واسطهي قرض گرفتن، تركيب، بازكشف و باز تفسیر کردن در جریان كنشها و اندركنشهاي افراد و گروهها ساخته ميشوند. فرهنگ پذیری ، پدیده ای مهم در جامعه مدرن است . وقتی فرهنگ ها در هم آمیخته می شوند مردم برخی از ویژگی های فرهنگی را از فرهنگ غیر و برخی را از فرهنگ خودشان کسب می کنند اگر اثرات فرهنگ ها متناقض باشد برخی از فعل و انفعالات ، فشار روانی ایجاد می کند ، یکی از عناصر که بر مدل های لباس و نحوه پوشش مردم ایران خیلی موثر است . دین و اجباری بودن برخی از محدودیت های پوشش است . که همین به نوعی بر جهانی – محلی شدن مدل ها اثر بخش بوده و همچنین تنوع و خلاقیت خاصی را ه به وجود آورده است . فشار دولت و حکومت بر نحوه پوشش به خصوص در مورد خانم ها باعث شده مدل های غربی تحت لوای خاصی تجلی پیدا کنند . فرد مد جدید را از فرهنگ غربی می گیرد و با وجود تناقضاتی که در فرهنگ و مذهب ایرانی و اسلامی وجود دارد تغییراتی در آن ایجاد می کند تا هم فشار روانی را کاهش دهد و هم از این مد استفاده کند . فرهنگ مدام در حال تغییر است و فرهنگی دوام می آورد که کا رآمد باشد به طوری که با مرور زمان و نا کارآمدی آن سنت ها شکسته می شوند و نوعی دیگر بروز می کنند . البته با همه کارآمدی این نکته به خصوص در مورد لباس نباید فراموش کرد که انسان موجودی تنوع طلب است و همیشه در جستجوی تازه ها می باشد . جان تاملینسون عناصر اصلی جهانی شدن را بر بستری قرار می دهد که آن را " سیاق فرهنگی " می نامد . به گفته وی " جهانی شدن شبکه ای به سرعت گسترش یابنده و همیشه متراکم شونده از پیوند های متقابل و وابستگی های متقابل است که وجه مشخصه ی زندگی اجتماعی مدرن به شمار می رود." در این دیدگاه فرهنگ را مجموعه راه هایی می داند که در آنها مردم به طور فردی و جمعی از طریق ارتباط با یکدیگر ، به زندگی خود معنا بخشند . با وجود رسانه ها روند این ارتباطات سرعت می یابد . نکته مهم این است که در جریان این ارتباط متقابل آنکه قدرت بیشتری داشته باشد پیروز است و مباحت امپریالیسم و به ویژه امپریالیسم فرهنگی در این جا مطرح می شود . ولی از دهه هفتاد به بعد با تغییرات تکنولوژیک و ارتباطاتی ، دنیا به سمت تکثر و فزونی رسانه ها در حال حرکت است و راه های آگاهی ، شناخت و بازتولید فرهنگی زیاد شده است به گونه ای که نوعی وارونگی امپریالیسم] در حال شکل گیری است . و در نگاهی خوشبینانه در آینده تعامل فرهنگی جایگزین سلطه فرهنگی خواهد شد . با مطالعه تاریخ لباس در جهان به وضوح می توان درک کرد هر کجا که تقابل فرهنگی روی داده است در پی آن تغییراتی در لباس و پوشش هم به وجود آمده است . البته این تغییرات در کشوری که ضعیف تر بوده بیشتر نمود یافته است .زمانی که اعراب مسلمان تمامی خاورمیانه و شرق اروپا و شمال افریقا را تسخیر کردند ، زمانی که روم دنیا را تسخیر کرد و یا زمانی که قدرت در دست فرانسه بود که مدل های فرانسوی رواج زیادی یافت . پس از جنگ جهانی دوم لباس های امریکایی .و در دنیای امروز هم این روند ادامه دارد ولی نه از طریق تسخیر و جنگ و به طور مستقیم سلطه یافتن بلکه ، رشد فناوریهای رسانهای موجب شده است امواج رسانهای مرزهای متعارف جغرافیایی و فرهنگی را درنوردند و مخاطبان سراسر جهان را همواره در معرض پیامهای فرهنگی متعارض قرار دهند. از طریق جنگ رسانه ای و توسعه ارتباطات . کسی پیروز است که خود را بیشتر بازنمایی کند و آنکه در این عرصه ضعیف است به مرور زمان از یاد می رود .وقتی در گذشته فقط مراکز شهر ها هستند که پذیرنده فرهنگ هجوم و سلطه اند . به گونه ای که حتی در حومه شهر ها اغلب سنت ها محفوظ می ماند (میر غفوری ، امروزه با گسترش ارتباط دیگر جغرافیا و مکان از لحاظ مسافت عامل عدم تغییر نیست .دور ترین نقاط هم می تواند از ایت روند تاثیر بپذیرد . در دنیای امروز که ارتباطات تا این حد گسترش یافته است ، نمی توان از رواج مدل های غربی در جامعه خودداری کرد - البته نفس این عمل یعنی خودداری کردن اشتباه می باشد – به شرطی که این انتخاب توام با مقایسه باشد . یعنی افراد ابتدا به سنت ها و روش های خود آگاه باشند و بعد در مقام مقایسه ، فرهنگ و لباسی را برتر بدانند . به عبارتی هویت و فرهنگ و آداب و رسوم خود( ایرانی ) نیز در این بریکولاژ فرهنگی جایگاهی داشته باشد .یک بریکولاژ دائمی فرهنگی در اثر زیاد شدن ارتباطات فیزیکی و الکترونیکی به وجود آمده است . به نظر نویسنده مقاله به غیر از تبلیغ خوب و دسترسی آسان به مدل های غربی ، ندادن تعریف روشن و شفاف از فرهنگ و زیبایی طرح های لباس های ایرانی از یک طرف و به روز نکردن و استفاده طرح های سنتی در مد های روز از سوی دیگر در انتخاب و رجحان دادن مدل های غربی موثر است. البته این نکته را نیز نباید فراموش کرد دنیا به سمت سهل انگاری و آسودگی در حال حرکت است و چیزی باقی می ماند که آسان تر و راحت تر باشد . به معنا دیگر یعنی بشر یه سویی سوق می یابد که از لحاظ عقلی ، راحتی را در آن ببیند . در انتها می توان نتیجه گرفت ورود مدل های جدید به جامعه اشتباه نیست به شرطی که آگاهانه و کنترل شده باشد و از سوی دیگر موجبات فراموشی کامل فرهنگ کهن پوشش و لباس ایرانی را فراهم نکند . می توان با گرفتن مدل ها ترکیب و استفاده از سبک و طرح قدیمی طرحی نو زد. همانطور که کشور های توسعه یافته در جهت بازتولید فرهنگ پوشش و لباس خود گام بر می دارند و حتی گاه با جستجو در فرهنگ های جهان سوم و یافتن مدل های ناب و زیبا آن ها را با نام خود باز تولید می کنند و به همان جوامع تحویل می دهند ، جای کار دارد که ایران خود به تحقیقی عظیم دست بزند و با تولید انبوه و دوباره ، هم نیاز جامعه خود را تامین کند و هم در جهت توسعه آن به کشور های غربی گام بردارد و در این روند جهانی شدن ، رشد رسانه ها و ارتباطات از عرصه رقابت عقب نماند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 20:30 توسط شلر مصطفایی
|
|
||
|
|
|
|
|
نوشته : ژيليان سندل( Jillian Sandell )
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 19:56 توسط شلر مصطفایی
|
|
||
|
|
|
|
|
براستی چرا انسانها نمیخواهند درک کنند که برده بودن بسیار کریه و زشت است حال هر شکلی از آن چه بردگی ایدئولوژیک چه بردگی اقتصادی چه بردگی حاصل از جهل و نا آگاهی و هر شکل دیگر آن
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 22:0 توسط شلر مصطفایی
|
|
||
|
|
|
|
|
" هر کسی قطره ی خردی ست در این رود ِ عظیم / که به تنهایی بی معنی و بی خاصیت است ، / و فشار آب است آن ناچاری که جهت بخش ِ حقیقی ست . / ابلهان بگذار اسمش را تقدیر کنند . / حرف ِ من اینست : / قطره ها باید آگاه شوند / که به هم کوشی / بی شک / می توان بر جهت تقدیری فایق شد . / بی گمان نا آگاهی ست / آنچه آسان جو را وا میدارد / که سراشیبی را نام بگذارد تقدیر / و مقدر را چیزی پندارد / که نمی یابد تغییر . / |
||
|
+
نوشته شده در شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 21:51 توسط شلر مصطفایی
|
|
||
|
|
|
||
| |||